کتاب 4000 Essential English Words 1 — واحد ۱ با معنی، تلفظ و مثال

واحد اول ۴۰۰۰ واژه ۲۰ کلمه‌ی پایه و پرکاربرد داره، مثل agree و promise. برای هر کلمه معنی، تلفظ، دو جمله‌ی نمونه و اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها رو نوشتیم.

۲۰ کلمهمعنی + تلفظ + مثالکوییز آخر صفحه
  1. ۱afraid/əˈfreɪd/صفت
    ترسیده، نگران

    My little brother is afraid of the dark.

    برادر کوچیکم از تاریکی می‌ترسه.

    نکته: بعدش «of» میاد: «afraid of something»، نه «afraid from».

  2. ۲agree/əˈɡriː/فعل
    موافق بودن، توافق کردن

    I agree with you.

    باهات موافقم.

    نکته: بگو «I agree»؛ «I am agree» غلطه.

  3. ۳angry/ˈæŋɡri/صفت
    عصبانی

    Dad was angry because I came home late.

    بابا عصبانی بود چون دیر اومدم خونه.

    نکته: برای آدم «angry with someone» و برای موضوع «angry about something».

  4. ۴arrive/əˈraɪv/فعل
    رسیدن

    The train arrives at 9:15.

    قطار ساعت ۹:۱۵ می‌رسه.

    نکته: برای شهر و کشور «arrive in»، برای جای کوچک «arrive at»؛ هیچ‌وقت «arrive to».

  5. ۵attack/əˈtæk/فعل · اسم
    حمله کردن؛ حمله

    The dog attacked the cat.

    سگ به گربه حمله کرد.

  6. ۶bottom/ˈbɑːtəm/اسم
    پایین‌ترین قسمت، ته

    Write your name at the bottom of the page.

    اسمت رو پایین صفحه بنویس.

  7. ۷clever/ˈklevər/صفت
    باهوش، زرنگ

    She is a clever student.

    دانش‌آموز باهوشیه.

  8. ۸cruel/ˈkruːəl/صفت
    بی‌رحم

    It is cruel to hurt animals.

    آزار دادن حیوون‌ها بی‌رحمیه.

  9. ۹finally/ˈfaɪnəli/قید
    بالاخره، در نهایت

    We finally found the hotel.

    بالاخره هتل رو پیدا کردیم.

  10. ۱۰hide/haɪd/فعل
    پنهان کردن، قایم شدن

    The children hid behind the door.

    بچه‌ها پشت در قایم شدن.

    نکته: گذشته‌اش «hid» و قسمت سومش «hidden» هست.

  11. ۱۱hunt/hʌnt/فعل
    شکار کردن؛ دنبال چیزی گشتن

    Lions hunt at night.

    شیرها شب شکار می‌کنن.

  12. ۱۲lot/lɑːt/اسم
    مقدار یا تعداد زیاد (a lot)

    I have a lot of homework.

    کلی تکلیف دارم.

    نکته: در جمله‌ی مثبت «a lot of» رایجه؛ در منفی و سؤالی «much» و «many» هم زیاد می‌گن.

  13. ۱۳middle/ˈmɪdəl/اسم
    وسط

    There’s a tree in the middle of the garden.

    وسط باغ یک درخت هست.

  14. ۱۴moment/ˈmoʊmənt/اسم
    لحظه

    Wait a moment, please.

    لطفاً یک لحظه صبر کن.

    نکته: «at the moment» یعنی «الان، در حال حاضر».

  15. ۱۵pleased/pliːzd/صفت
    خوشحال، راضی

    I’m pleased to meet you.

    از آشنایی‌تون خوشحالم.

    نکته: بعدش «with» میاد: «pleased with something».

  16. ۱۶promise/ˈprɑːmɪs/فعل · اسم
    قول دادن؛ قول

    I promise to call you tomorrow.

    قول می‌دم فردا بهت زنگ بزنم.

    نکته: سر قول ماندن «keep a promise» و زیر قول زدن «break a promise».

  17. ۱۷reply/rɪˈplaɪ/فعل · اسم
    جواب دادن؛ جواب

    She didn’t reply to my message.

    به پیامم جواب نداد.

    نکته: بعدش «to» میاد: «reply to a message».

  18. ۱۸safe/seɪf/صفت
    امن، در امان

    Is it safe to swim here?

    شنا کردن اینجا امنه؟

  19. ۱۹trick/trɪk/اسم · فعل
    حقه، ترفند؛ فریب دادن

    He played a trick on his sister.

    سر خواهرش کلاه گذاشت (شوخی کرد).

  20. ۲۰well/wel/قید · صفت
    به‌خوبی؛ سالم، خوب (حال)

    She speaks English well.

    انگلیسی رو خوب صحبت می‌کنه.

    نکته: «good» صفته و «well» قید: «She sings well»، نه «She sings good».

خودت رو امتحان کن

این کلمه‌ها رو با نوا تمرین کن

نوا کلمه‌ها رو در چالش روزانه مرور می‌کنه و باهات در یک گفتگوی واقعی به کار می‌بره تا فراموش نشن.

ثبت‌نام زودهنگام

لغات موضوعی