معنی کلمهی finally به فارسی
finally
بالاخره، در نهایت
After a long time; at last.
جملههای نمونه
We finally found the hotel.
بالاخره هتل رو پیدا کردیم.
Finally, add some salt.
در آخر کمی نمک اضافه کن.
این کلمه در ۴۰۰۰ واژهی ضروری انگلیسی — کتاب ۱، واحد ۱ هست.