معنی کلمهی well به فارسی
well
بهخوبی؛ سالم، خوب (حال)
In a good way; healthy.
جملههای نمونه
She speaks English well.
انگلیسی رو خوب صحبت میکنه.
I don’t feel well today.
امروز حالم خوب نیست.
نکتهی نوا: «good» صفته و «well» قید: «She sings well»، نه «She sings good».
این کلمه در ۴۰۰۰ واژهی ضروری انگلیسی — کتاب ۱، واحد ۱ هست.