معنی کلمهی middle به فارسی
middle
وسط
The centre of something.
جملههای نمونه
There’s a tree in the middle of the garden.
وسط باغ یک درخت هست.
I woke up in the middle of the night.
نصفهشب بیدار شدم.
این کلمه در ۴۰۰۰ واژهی ضروری انگلیسی — کتاب ۱، واحد ۱ هست.