معنی کلمهی pleased به فارسی
pleased
خوشحال، راضی
Happy about something.
جملههای نمونه
I’m pleased to meet you.
از آشناییتون خوشحالم.
The teacher was pleased with our work.
معلم از کارمون راضی بود.
نکتهی نوا: بعدش «with» میاد: «pleased with something».
این کلمه در ۴۰۰۰ واژهی ضروری انگلیسی — کتاب ۱، واحد ۱ هست.