معنی کلمهی reply به فارسی
reply
جواب دادن؛ جواب
To answer.
جملههای نمونه
She didn’t reply to my message.
به پیامم جواب نداد.
I’m still waiting for a reply.
هنوز منتظر جوابم.
نکتهی نوا: بعدش «to» میاد: «reply to a message».
این کلمه در ۴۰۰۰ واژهی ضروری انگلیسی — کتاب ۱، واحد ۱ هست.