معنی کلمهی promise به فارسی
promise
قول دادن؛ قول
To say you will certainly do something.
جملههای نمونه
I promise to call you tomorrow.
قول میدم فردا بهت زنگ بزنم.
He always keeps his promises.
همیشه سر قولش میمونه.
نکتهی نوا: سر قول ماندن «keep a promise» و زیر قول زدن «break a promise».
این کلمه در ۴۰۰۰ واژهی ضروری انگلیسی — کتاب ۱، واحد ۱ هست.