کتاب 4000 Essential English Words 1 — واحد ۲ با معنی، تلفظ و مثال
واحد دوم ۴۰۰۰ واژه حالوهوای آزمایشگاه و ماجراجویی داره. هر کلمه رو با معنی، تلفظ و جملهی نمونه یاد بگیر و آخر صفحه کوییز بده.
- ماجرا، ماجراجویی
Our trip to the mountains was a real adventure.
سفرمون به کوه یک ماجراجویی واقعی بود.
- نزدیک شدن؛ روش
A man approached us and asked for directions.
مردی به ما نزدیک شد و آدرس پرسید.
نکته: فعلش بدون «to» میاد: «approach the door»، نه «approach to the door».
- با دقت
Read the question carefully.
سؤال رو با دقت بخون.
- مادهی شیمیایی؛ شیمیایی
Some cleaning products contain dangerous chemicals.
بعضی شویندهها مواد شیمیایی خطرناک دارن.
نکته: «ch» اینجا «ک» تلفظ میشه: «کِمیکال».
- خلق کردن، ساختن
She created a beautiful painting.
یک نقاشی زیبا خلق کرد.
- شرور؛ شر
The evil witch lived in the forest.
جادوگر شرور در جنگل زندگی میکرد.
- آزمایش
We did an experiment in chemistry class.
سر کلاس شیمی یک آزمایش انجام دادیم.
نکته: میگن «do» یا «carry out an experiment».
- کشتن
The cold winter killed many plants.
زمستون سرد خیلی از گیاهها رو از بین برد.
- آزمایشگاه
The samples were sent to the laboratory.
نمونهها به آزمایشگاه فرستاده شدن.
نکته: شکل کوتاهش «lab» خیلی رایجه.
- خندیدن؛ خنده
Everyone laughed at his joke.
همه به شوخیش خندیدن.
نکته: «gh» اینجا «ف» تلفظ میشه: «لَف».
- بلند (صدا)
The music is too loud.
موسیقی خیلی بلنده.
- مضطرب، نگران
I always get nervous before exams.
همیشه قبل از امتحان استرس میگیرم.
نکته: «nervous» یعنی مضطرب؛ برای «عصبانی» بگو «angry».
- سروصدا
What’s that noise?
اون صدا چیه؟
نکته: میگن «make a noise».
- پروژه
Our class is doing a project on recycling.
کلاسمون داره روی بازیافت پروژه انجام میده.
- ترساندن
The loud noise scared the cat.
صدای بلند گربه رو ترسوند.
- راز؛ مخفی
Can you keep a secret?
میتونی رازدار باشی؟
نکته: رازداری «keep a secret» هست.
- فریاد زدن
Don’t shout at me!
سر من داد نزن!
نکته: «shout at» با عصبانیته؛ «shout to» برای اینکه صدات برسه.
- بو دادن، بو کردن؛ بو
The kitchen smells of fresh bread.
آشپزخونه بوی نون تازه میده.
- افتضاح، وحشتناک
The weather was terrible yesterday.
دیروز هوا افتضاح بود.
- بدتر
My cold is worse today.
سرماخوردگیم امروز بدتره.
نکته: «worse» صفت تفضیلی «bad» هست؛ نگو «more bad».
خودت رو امتحان کن
این کلمهها رو با نوا تمرین کن
نوا کلمهها رو در چالش روزانه مرور میکنه و باهات در یک گفتگوی واقعی به کار میبره تا فراموش نشن.