معنی کلمه‌ی smell به فارسی

smell
/smel/فعل · اسم

بو دادن، بو کردن؛ بو

To have a particular smell, or to notice it with your nose.

جمله‌های نمونه

این کلمه در ۴۰۰۰ واژه‌ی ضروری انگلیسی — کتاب ۱، واحد ۲ هست.

یادت موند؟

این کلمه رو با نوا به کار ببر

زبانوا کلمه‌ها رو در چالش روزانه برات مرور می‌کنه و نوا ازت می‌خواد در گفتگو ازشون استفاده کنی.

ثبت‌نام زودهنگام