معنی کلمهی adventure به فارسی
adventure
ماجرا، ماجراجویی
An exciting and unusual experience.
جملههای نمونه
Our trip to the mountains was a real adventure.
سفرمون به کوه یک ماجراجویی واقعی بود.
He loves adventure movies.
عاشق فیلمهای ماجراجوییه.
این کلمه در ۴۰۰۰ واژهی ضروری انگلیسی — کتاب ۱، واحد ۲ هست.