معنی کلمهی laugh به فارسی
laugh
خندیدن؛ خنده
To make a sound because something is funny.
جملههای نمونه
Everyone laughed at his joke.
همه به شوخیش خندیدن.
I love her laugh.
عاشق خندهشم.
نکتهی نوا: «gh» اینجا «ف» تلفظ میشه: «لَف».
این کلمه در ۴۰۰۰ واژهی ضروری انگلیسی — کتاب ۱، واحد ۲ هست.