لغات انگلیسی ضروری برای مصاحبهی کاری
این ۱۲ کلمه تقریباً در هر مصاحبهی کاری به انگلیسی شنیده میشن. معنی و تلفظ هر کدوم رو ببین، جملهها رو بلند بخون و آخر صفحه خودت رو با کوییز امتحان کن.
- تجربه، سابقه
I have five years of experience in sales.
پنج سال سابقه در فروش دارم.
نکته: سابقهی کاری غیرقابلشمارشه: «work experience» درسته، نه «work experiences».
- مهارت
Communication is an important skill.
ارتباط یک مهارت مهمه.
- نقطهی قوت؛ قدرت
My biggest strength is solving problems.
بزرگترین نقطهی قوتم حل مسئلهست.
نکته: آخرش «ng» و بعد «th» داره؛ «th» رو مثل think بگو، نه «س».
- نقطهی ضعف
My weakness is that I sometimes work too long.
نقطهی ضعفم اینه که گاهی زیادی کار میکنم.
- حقوق
What salary are you expecting?
چه حقوقی مد نظرته؟
نکته: «salary» حقوق ثابت ماهانه یا سالانهست؛ برای دستمزد ساعتی یا روزانه «wage» میگن.
- موقعیت شغلی، سمت
I am applying for the position of designer.
برای موقعیت طراح درخواست دادم.
- درخواست دادن
I applied for three jobs this week.
این هفته برای سه شغل درخواست دادم.
نکته: برای خود شغل «apply for a job» و برای شرکت «apply to a company» میگن.
- رزومه
Please send your resume by Friday.
لطفاً رزومهات رو تا جمعه بفرست.
نکته: در انگلیسی بریتانیایی به رزومه «CV» میگن.
- مهلت، ضربالاجل
The deadline for applications is Monday.
مهلت درخواستها دوشنبهست.
- همکار
My colleagues helped me a lot.
همکارهام خیلی کمکم کردن.
نکته: «ue» آخرش خونده نمیشه: «کالیگ».
- مسئول
I was responsible for a team of four.
مسئول یک تیم چهارنفره بودم.
نکته: بعدش «for» میاد، نه «of»: «responsible for».
- دستاورد
Finishing the project early was my biggest achievement.
زودتر تموم کردن پروژه بزرگترین دستاوردم بود.
خودت رو امتحان کن
این کلمهها رو با نوا تمرین کن
نوا کلمهها رو در چالش روزانه مرور میکنه و باهات در یک گفتگوی واقعی به کار میبره تا فراموش نشن.