معنی کلمهی experience به فارسی
experience
تجربه، سابقه
Knowledge or skill you get from doing something.
جملههای نمونه
I have five years of experience in sales.
پنج سال سابقه در فروش دارم.
It was a great experience for me.
تجربهی خیلی خوبی برام بود.
نکتهی نوا: سابقهی کاری غیرقابلشمارشه: «work experience» درسته، نه «work experiences».
این کلمه در مصاحبهی کاری هست.