کتاب ۵۰۴ — درس ۲ با معنی، تلفظ و مثال
درس دوم ۵۰۴ پر از کلمههای داستانی و فضاسازه: سرما، خطر، پنهان کردن. برای هر کلمه معنی، تلفظ و دو جملهی نمونه نوشتیم.
- جسد
The police found a corpse in the river.
پلیس یک جسد در رودخونه پیدا کرد.
نکته: با «corps» (یگان، تلفظ «کُر») فرق داره.
- پنهان کردن
She concealed the gift under the bed.
هدیه رو زیر تخت پنهان کرد.
- دلگیر، غمانگیز؛ خیلی بد
It was a dismal, rainy day.
یک روز بارونی و دلگیر بود.
- بسیار سرد، یخزده
The frigid wind hurt our faces.
باد یخزده صورتمون رو اذیت میکرد.
- ساکن بودن در
Many animals inhabit the forest.
حیوانات زیادی در جنگل زندگی میکنن.
نکته: بدون «in» میاد: «inhabit the island»، نه «inhabit in the island».
- بیحس، کرخت
My fingers were numb with cold.
انگشتهام از سرما بیحس شده بود.
نکته: «b» آخرش خونده نمیشه: «نام».
- خطر جدی
The sailors were in great peril.
ملوانها در خطر بزرگی بودن.
- لم دادن، به عقب تکیه دادن
Can I recline my seat?
میتونم صندلیم رو بخوابونم؟
- جیغ کشیدن؛ جیغ
The children shrieked with excitement.
بچهها از هیجان جیغ کشیدن.
- شوم، ترسناک
There was something sinister about his smile.
لبخندش یک چیز شومی داشت.
- وسوسه کردن
The chocolate cake tempted me.
کیک شکلاتی وسوسهام کرد.
- شرطبندی؛ شرط بستن
I’ll wager that it rains tomorrow.
شرط میبندم فردا بارون بیاد.
خودت رو امتحان کن
این کلمهها رو با نوا تمرین کن
نوا کلمهها رو در چالش روزانه مرور میکنه و باهات در یک گفتگوی واقعی به کار میبره تا فراموش نشن.