معنی کلمهی wager به فارسی
wager
شرطبندی؛ شرط بستن
A bet; to bet.
جملههای نمونه
I’ll wager that it rains tomorrow.
شرط میبندم فردا بارون بیاد.
He lost the wager.
شرط رو باخت.
این کلمه در ۵۰۴ واژهی ضروری، درس ۲ هست.
شرطبندی؛ شرط بستن
A bet; to bet.
I’ll wager that it rains tomorrow.
شرط میبندم فردا بارون بیاد.
He lost the wager.
شرط رو باخت.
این کلمه در ۵۰۴ واژهی ضروری، درس ۲ هست.
زبانوا کلمهها رو در چالش روزانه برات مرور میکنه و نوا ازت میخواد در گفتگو ازشون استفاده کنی.