معنی کلمهی instead به فارسی
instead
به جای آن
In place of something else.
جملههای نمونه
Let’s walk instead of taking a taxi.
به جای تاکسی پیاده بریم.
There was no tea, so I drank coffee instead.
چای نبود، به جاش قهوه خوردم.
نکتهی نوا: ساختار: «instead of + اسم یا ing».
این کلمه در ۴۰۰۰ واژهی ضروری انگلیسی — کتاب ۱، واحد ۳ هست.