معنی کلمه‌ی unaccustomed به فارسی

unaccustomed
/ˌʌnəˈkʌstəmd/صفت

عادت‌نکرده، ناآشنا

Not used to something.

جمله‌های نمونه

نکته‌ی نوا: بعدش «to» میاد: «unaccustomed to + اسم یا ing».

این کلمه در ۵۰۴ واژه‌ی ضروری، درس ۱ هست.

یادت موند؟

این کلمه رو با نوا به کار ببر

زبانوا کلمه‌ها رو در چالش روزانه برات مرور می‌کنه و نوا ازت می‌خواد در گفتگو ازشون استفاده کنی.

ثبت‌نام زودهنگام