معنی کلمهی hardship به فارسی
hardship
سختی، مشقت
A difficult situation, often without enough money.
جملههای نمونه
The family faced many hardships after the war.
خانواده بعد از جنگ سختیهای زیادی کشید.
Living abroad alone can be a hardship at first.
تنها زندگی کردن در خارج اولش میتونه سخت باشه.
این کلمه در ۵۰۴ واژهی ضروری، درس ۱ هست.