معنی کلمهی keen به فارسی
keen
مشتاق، علاقهمند؛ تیز
Very interested or eager; also sharp.
جملههای نمونه
She is keen on learning English.
خیلی مشتاق یادگیری انگلیسیه.
Dogs have a keen sense of smell.
سگها حس بویایی تیزی دارن.
نکتهی نوا: میگن «keen on + اسم یا ing»: «keen on swimming».
این کلمه در ۵۰۴ واژهی ضروری، درس ۱ هست.