معنی کلمهی symptom به فارسی
symptom
علامت (بیماری)
A sign that you are ill.
جملههای نمونه
What are your symptoms?
چه علائمی داری؟
A cough is a common symptom of a cold.
سرفه علامت رایج سرماخوردگیه.
این کلمه در پیش دکتر هست.
علامت (بیماری)
A sign that you are ill.
What are your symptoms?
چه علائمی داری؟
A cough is a common symptom of a cold.
سرفه علامت رایج سرماخوردگیه.
این کلمه در پیش دکتر هست.
زبانوا کلمهها رو در چالش روزانه برات مرور میکنه و نوا ازت میخواد در گفتگو ازشون استفاده کنی.