معنی کلمهی visible به فارسی
visible
قابل دیدن، آشکار
Able to be seen.
جملههای نمونه
The mountain is visible from my window.
کوه از پنجرهی من دیده میشه.
There was no visible damage.
آسیب قابلدیدنی وجود نداشت.
این کلمه در ۵۰۴ واژهی ضروری، درس ۳ هست.