معنی کلمهی typical به فارسی
typical
معمول، نمونهوار
Usual; showing the normal qualities of something.
جملههای نمونه
A typical day starts at 7.
یک روز معمولی ساعت ۷ شروع میشه.
That’s typical of him — always late!
این از اون بعید نیست؛ همیشه دیر میکنه!
این کلمه در ۵۰۴ واژهی ضروری، درس ۳ هست.