معنی کلمهی rarely به فارسی
rarely
بهندرت
Not often.
جملههای نمونه
I rarely watch TV.
بهندرت تلویزیون میبینم.
It rarely snows in my city.
در شهر ما بهندرت برف میاد.
نکتهی نوا: جاش قبل از فعل اصلیه: «I rarely go»، نه «I go rarely» در بیشتر جملهها.
این کلمه در اسپیکینگ آیلتس هست.