معنی کلمهی influence به فارسی
influence
تأثیر؛ تأثیر گذاشتن
The power to change how someone thinks or acts.
جملههای نمونه
My teacher had a big influence on me.
معلمم تأثیر زیادی روی من داشت.
Social media influences young people.
شبکههای اجتماعی روی جوونها تأثیر میذارن.
نکتهی نوا: اسمش با «on» میاد (influence on someone) ولی فعلش بدون «on»: «It influenced me».
این کلمه در اسپیکینگ آیلتس هست.