I'm bored یعنی «حوصلهام سر رفته»، اما I'm boring یعنی «من حوصلهسربرم»! با چند مثال روزمره یاد بگیر چطور بین صفتهای -ed و -ing انتخاب کنی.
bored · boring
گاهی فقط با عوض کردن پایان یک کلمه، «حوصلهام سر رفته» تبدیل میشود به «من حوصلهسربرم»! برای انتخاب بین bored و boring، اول از خودت بپرس: دارم حس کسی را میگویم یا چیزی را که آن حس را ایجاد میکند؟
قاعدهٔ اصلی: حس با -ed، عامل ایجاد حس با -ing
I'm bored. This meeting is too long.حوصلهام سر رفته. این جلسه خیلی طولانیه.تارا در یک جلسهٔ آنلاین کاری در تهران از حس خودش حرف میزند؛ پس bored انتخاب درستی است.
This meeting is boring.این جلسه حوصلهسربره.اینجا موضوع جمله خود جلسه است که باعث سر رفتن حوصله میشود؛ پس boring میخواهیم.
bored / boring: حوصلهاش سر رفته / حوصلهسربر
interested / interesting: علاقهمند / جالب
excited / exciting: هیجانزده / هیجانانگیز
confused / confusing: گیج / گیجکننده
surprised / surprising: متعجب / تعجبآور
tired / tiring: خسته / خستهکننده
آدمها هم میتوانند interesting یا boring باشند
Nima is interesting. He has lots of stories about living in Berlin.نیما آدم جالبیه. کلی داستان دربارهٔ زندگی در برلین داره.قانون «آدمها -ed، چیزها -ing» دقیق نیست؛ اینجا نیما در دیگران علاقه ایجاد میکند، پس interesting درست است.
Emma is interested in the design class in Toronto.اِما به کلاس طراحی در تورنتو علاقهمنده.این بار حس خود اِما را توصیف میکنیم، پس interested میآید؛ برای گفتن «علاقهمند به» هم از interested in استفاده میکنیم.
یک تمرین کوتاه برای انتخاب صفت درست
امتحانش کن!
بعد از یک ارائهٔ کاری میخواهی بگویی: «گیج شدم؛ توضیحات گیجکننده بود.» کدام گزینه درست است؟
جواب رو ببین
جواب درست: I'm confused. The explanation was confusing. · در گزینهٔ اول، confused حس تو را بیان میکند و confusing توضیحاتی را توصیف میکند که باعث آن حس شده است.
برای مرور بیشتر، به درسهای زبانوا سر بزن. برای ادامهٔ تمرین هم میتوانی از بخش ابزارهای یادگیری زبانوا شروع کنی. هنگام تمرین، برای هر جفتصفت دو جمله بساز: یکی دربارهٔ حس خودت و یکی دربارهٔ عامل ایجاد آن حس.
خلاصهٔ فرق bored و boring
پرسشهای رایج دربارهٔ صفتهای ed و ing
خلاصه در ۴ خط
در این جفتصفتها، برای بیان حس معمولاً -ed میآید: I'm bored یعنی «حوصلهام سر رفته».
برای توصیف عامل ایجاد حس، -ing میآید: This meeting is boring یعنی «این جلسه حوصلهسربر است».
فقط به آدم یا چیز بودن نگاه نکن؛ نقش آن در ایجاد یا تجربه کردن حس مهم است.
همین تفاوت را در جفتهایی مثل interested / interesting و excited / exciting هم به کار ببر.
نه، جملهٔ درستی است و یعنی «من حوصلهسربرم». اگر منظورت «حوصلهام سر رفته» است، بگو I'm bored.
تفاوت interested و interesting چیست؟
interested حس علاقهمندی را بیان میکند: I'm interested in music یعنی «به موسیقی علاقهمندم». اما interesting چیزی یا کسی را توصیف میکند که جالب است: This music is interesting یعنی «این موسیقی جالب است».
آیا برای آدمها همیشه باید صفت ed به کار ببریم؟
نه. آدمها هم میتوانند عامل ایجاد یک حس باشند. مثلاً She is interesting یعنی «او آدم جالبی است»؛ اما She is interested یعنی «او علاقهمند است».
آیا ed در bored نشانهٔ زمان گذشته است؟
نه، در جملهٔ I'm bored، واژهٔ bored صفت است و حس فعلی را بیان میکند. زمان جمله را فعل مشخص میکند: I'm bored دربارهٔ حال است و I was bored دربارهٔ گذشته.
آیا این قاعده برای هر کلمهای که به -ed یا -ing ختم شود درست است؟
نه، این راهنما برای جفتصفتهایی مثل excited و exciting است که به حس و عامل ایجاد آن مربوطاند. هر کلمهای با این پایانها لزوماً صفتِ مربوط به احساس نیست.